شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

7

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

[ 1 ] ذكر تاتاران و منشأ كار ايشان نقلهء اخبار چنين گفته‌اند كه ملك چين ملكى متّسع است ، دور آن ششماهه راه باشد ، و گويند كه يك سور محيط اين مجموع شده است بر وجهى كه هيچ جا منقطع نمىشود * مگر بكوهى بس بلند يا بابى عظيم بزرگ رسد ، و در قديم الزّمان اين مملكت را بشش قسم كرده‌اند ، هر قسمى يك ماهه راهست و حاكم آن خانى ، و خان بلغت ايشان پادشاه را گويند ، و اين خانان همه نايبان خان اعظمند ، و خان بزرگ كه در عهد سلطان علاء الدّين محمّد بوده او را التون خان گفتندى ، كابرا عن كابر بل كافرا عن كافر آن پادشاهى بوى رسيده بود . و خانان بزرگ در طوغاج كه واسطهء مملكت چينست اقامت كردندى ، تمامت تابستان از ييلاق به ييلاق و مرغزار به مرغزار مىرفتند ، و چون موسم سرما شدى آب گنگ را گذشته بحدود كشمير و قشلاقهاى سواحل ، در آن أغوار و أنجاد و مواضعى كه لم يخلق مثلها فى البلاد فرو مىآمدند ، و در باب حراست ممالك در اين ايّام اعتماد بر خانان ديگر كه بر جهات ستّهء ملك چين نشسته‌اند مىكردند . و در عصر التون خان از اين خانان ششگانه يكى را توشى خان « 1 » نام بود و عمّهء چنگز خان « 2 » را در حباله داشت ، و قبيلهء اين زن را دمرجى گفتندى ، و

--> ( 1 ) - در اصل اسم اين شخص توش نوشته شده ، و در عربى دوشى . ( 2 ) - در اصل ترجمهء فارسى و در متن عربى اسم اين سركردهء مغولى را همه جا چنگز بدون ياء و بكسر گاف فارسى بر وزن هرگز نوشته‌اند و ما در تمام كتاب متابعت كرديم .